تازگیا طلا شدی اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی دوستی تکرار دوستت دارم نیست، دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش می داری. تازه فهمیدم تو دنیا هیچ قلبی واسه من نمی تپه. حتی قلب خودم... چون اونم واسه تو می تپه! دوصت دارم با ص صابون تا همه تو کفش بمونن !!! ۱=0+1 تو 'یک' هستی و من 'صفر' ،من باشم یا نباشم تو یک هستی... ولی اگر تو نباشی من هیچم...! ! ! سعی كن تنها باشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكنی.زیرا انقدر عظیم است كه تورا نابود خواهد كرد تصویر چشمان تو را در رویا ها كشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها كشیدم، تو گم شدی در جاده های ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم گر نمیدیدم در این دنیا تو را یا نبودم باتو هرگز آشنا گر در آن محفل نبودی همچو شمع یا نمیدیدم تو را در بین جمع گر نمیکردی به سوی من نگاه با نگاهی گر نمیرفتم به راه عاشقی گر در سرشت من نبود یا که عشقت سرنوشت من نبود وقتی می رفتی بهار بود. تابستان نیامدی. پاییز شد. پاییز كه نیامدی پاییز ماند. زمستان كه نیایی باز پاییز می ماند... تصویر چشمان تو را در رویا ها كشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها كشیدم، تو گم شدی در جاده های ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم تو اون فرشته ای كه وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پائیز را می كشند تا جای پاهات رو بوسه بزنند كاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی . پس بتاب و دنیای مرا روشن كن . بهترین لذت دنیا زمانیه كه اصلا انتظارش رو نداری و زیباترین اونا دوست داشتن است . پس حالا كه انتظارش رو نداری، دوستت دارم دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا ارزومندم من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تمام تنهایی من شاد بمان گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم امشب مرا غم دیوانه کرده در خانه ی دل ، کاشانه کرده امشب غرورم را فدایی میکنم من ای دل برایت دست و پایی میکنم من امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم شاید دلش را ، با اشک خود آتش زنم در تاب و در تب افکنم ، یکبار دیگر میروم امشب به سویش میگویم از دردم برایش امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است
گم شدی كیمیا شدی
دیگه اس.ام.اس نمی زنی
عین غریبه ها شدی
تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز! پاشو بیا دیگه!
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع یا لینک دادن به وبلاگ مجاز میباشد
نوشته شده توسط : Amin




